شهمردان بن أبى الخير رازى
156
روضة المنجمين ( فارسى )
از شير بازگرفتن : بايذ كى قمر دور بوذ از شعاع آفتاب و نحوس ، و بسعدى « 1 » پيوندذ يا بخذاوند خانهش و خذاوندان طالع . و قمر در برجى باشذ از بروج نبات و نبايذ كى طالع خانه زهره بوذ كى از پس آن ماذر هيچ كوذك ديگر را از شير باز نگيرند . كوذك بتعليم دادن يا غنا آموختن : قمر در برجهاى به صورت مردم پسنديذه است خاصّه خانهاى عطارد ، و بايذ كى ناظر بوذ بعطارد . و عطارد مسعود شرقى مستقيم ، و نبايذ كى قمر اندر ششم يا دوازدهم بوذ يا ناقص در نور يا در و بال ، و پسنديذهتر آن باشذ كى خذاوند خانه قمر بخذاوند خانه عطارد « 2 » نگرذ و بذانك هر وقت چون قمر از عطارد ساقط بوذ يا عطارد در هبوط ، كوذك از تعليم بگريزذ و هيچ نياموزد . باب هفتم : از برج ششم قى و غرغره كردن قمر اندر حمل و ثور و طالع برجى ازين دو خانه پسنديذه است و بايذ كى قمر ناقص بوذ در نور و متّصل بسعدان و دور از احتراق و نحوس و از تربيع آفتاب نگاه بايذ داشتن . و بطلميوس گفته است بايذ كى قمر بزهره مسعود بوذ و بوذن قمر اندر سرطان و اسد و سنبله رواست . علاج بيمار كردن : نگاه بايذ كردن تا علّت از طبع كذام كوكب است . اختيار قوّت و اتّصال قمر بكوكبى بايذ داذن خلاف دليل او ، چنانك مرّيخ و زهره و زحل و شمس و مشترى و عطارد و قمر و زحل و حذر كن چون قمر در هبوط يا و بال يا بر درجات محترقه بوذ يا مقابله خذاوند هشتم و ششم [ بوذ ] يا بر نظر ( 139 ) دشمنى آفتاب و بايذ كى بر اتّصال و نظر سعود بوذ . داروى مسهل : بطلميوس قمر در برجهاء مائى فرموذست و گفت در ميزان باك نيست كى زير شمالى است و بايذ كى قمر را عرض سوى جنوب بوذ و مسعود از زهره و از اتّصال مرّيخ باك نيست كى داروى بزانذ ؟ « 3 » چندانك اتّصال دور تر بوذ كار كمتر كنذ و از اتصال زحل حذر
--> ( 1 ) . نسخهء اساس « بسعود » . ( 2 ) . نسخه اساس « قمر » . ( 3 ) . ظاهرا : « براند » .